کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد.
کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. پس
برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم
گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث
عذابش نشود.
مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما ... الاغ هر بار خاک های
روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا
می آمد، سعی می کرد روی خاک ها بایستد. روستایی ها همینطور به زنده
به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد
تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد ...
مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب
داریم،
اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند
و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود! وثابت کنیم که از یک
الاغ کمتر نیستیم.
سلام
چطوری
چی شده چرا هم زدی باهاش ؟
دعوا کردین
چرا؟
انگار منم انداختی بیرون
آخه تو لینکات نیستم
خوب منم فارسم ولی قشنگ قشنگتره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مرسی از این که به وبم سرزدی! چشمات قشنگ میبینه!
به نظر من شما مشکل داری که خر و الاغ رو با ادم مقایسه می کنی!!!
کشتی منو...من اصن یادم نی چی گفتم...چی گفتی
چی میگی تو خوش گیل؟از گوز بالاتر گوزه.تو چه می فهمی گوز چیست؟
جای بسی تاسف است برادر.آمار بازدید هایت را بخورد بوی همسایمان
misi
سلام وب باحالی داری خوشمان آمد............من عضو جدید هستم و امیدوارم بتونم عضو ثابت باشم......
سلام آقا مسعود وبت به آدم روحیه میده..........در ضمن خیلی هم شاده....
راستی منو به عنوان عضو ثابت پذیرفته اید یا نه......
اگر نپذیرفتید بگید تا دیگه به وبتون نیام...
سلام عزیزم مرسی که میخوای عضو ثابت وبلاگم بشی ممنونم
با کمال میل از این پیشنهاد شما استفاده میکنم
راستی آدرس وبلاگت رو هم بنویس
بازم ممنون هر کاری
از دستم برمیاد
بگو تا
انجام بدم
سلام خیلی ممنون....
فعلاً وبلاگ ندارم اما در دست ساخته وقتی کامل شد حتماً بهتون اطلاع می دم.
مرسی حتما خبرم کن ممنونم که به وبلاگم سر میزنی