نمی نویسم , چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی!
حرف نمی زنم , چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی!
نگاهت نمی کنم , چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی!
صدایت نمی زنم , زیرا اشک های من برای تو بی فایده است!
فقط می خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی من
دیوانه ام...
حس غریب تنهایی
حسی که وجودش را در برگرفت
تنهایی اش را به دست باد سپرد.
اما....
لحظه های تنهابودن را در گوش شب نجوا کن
آرزوهایت رادر لحظه های تنهایی جستجو کن
آرزوهایت را با ستاره ها بشمار
می گویند
مرداب تنهاست .........وتو تنهاتر ،
می گویند
مرداب تو را هم در برگرفته ،
غم غریب مرداب ،
غم پرنده ی گرفتار در مرداب,
حس غریب تنهایی ، حسی که وجود تورا در برگرفته
اماخود
با تو بودن را محبوس به بی تو بودن کرده ای
چه آرامش دوری ایست ....... در تمام لحظه ها ی آرامش ,حس مرداب تو رادارم.
حس دریایی که از بی موجی به مرداب بودن رسیده است ،
okhey.kheili ghashang bud.
jadidan chera nemiayd behem sar bezanid ?
لینکت کردم
سلام
ممنون که سر زدی ممنون که نظر دادی و ممنون برای همه چیز
بازم به من سر بزن