باران مطالب

...اینجا هر چیزی میتونه باشه...

باران مطالب

...اینجا هر چیزی میتونه باشه...

نمی نویسم , چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی!
حرف نمی زنم , چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی!
نگاهت نمی کنم , چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی!
صدایت نمی زنم , زیرا اشک های من برای تو بی فایده است!
فقط می خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی من
دیوانه ام...

نظرات 4 + ارسال نظر
سلی دوشنبه 23 آبان 1390 ساعت 11:01 http://soli-alone.blogsky.com

حس غریب تنهایی
حسی که وجودش را در برگرفت
تنهایی اش را به دست باد سپرد.
اما....


لحظه های تنهابودن را در گوش شب نجوا کن


آرزوهایت رادر لحظه های تنهایی جستجو کن

آرزوهایت را با ستاره ها بشمار

می گویند

مرداب تنهاست .........وتو تنهاتر ،

می گویند

مرداب تو را هم در برگرفته ،

غم غریب مرداب ،

غم پرنده ی گرفتار در مرداب,

حس غریب تنهایی ، حسی که وجود تورا در برگرفته

اماخود

با تو بودن را محبوس به بی تو بودن کرده ای

چه آرامش دوری ایست ....... در تمام لحظه ها ی آرامش ,حس مرداب تو رادارم.

حس دریایی که از بی موجی به مرداب بودن رسیده است ،

زهرا دوشنبه 23 آبان 1390 ساعت 11:05 http://vez-vezi.blogfa.com

okhey.kheili ghashang bud.
jadidan chera nemiayd behem sar bezanid ?

نرگس دوشنبه 23 آبان 1390 ساعت 13:56 http://http://donyashadekodakan.blogfa.com/

لینکت کردم

مریم دوشنبه 23 آبان 1390 ساعت 14:08 http://maryam-rmr.blogfa.com

سلام
ممنون که سر زدی ممنون که نظر دادی و ممنون برای همه چیز
بازم به من سر بزن

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد