باران مطالب

...اینجا هر چیزی میتونه باشه...

باران مطالب

...اینجا هر چیزی میتونه باشه...

داستان بسیار جالب

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

【ツ】【ツ】【ツ】【ツ】【ツ】



اگر اومدی و نظر ندادی و من ندیدم

الهی تو بمیری من نمیرم

سر قبرت بیام پارتی بگیرم

الهی سرخک و اوریون بگیری

تب مالت و بلای جون بگیری...ا

الهی از سرت تا پات فلج شه

کمرت بشکنه,دستت کبودشه

الهی حسبه و MS بگیری

سره راه بیمارستان بمیری

الهی خیر نبینی

الهی کور بشی چشمت نبینه

بمیری,گم بشی,حقت همینه

الهی آسم تیپ A بگیری

هنوز که زنده ای,پس کی میمیری؟

الهی همسرایدزی بگیری

بفهمی داری از ایدزم میمیری

✿✿(((قابل توجه اونایی که میان می خونن ونظر نمیدن..یا کلا نظر نمیدن))✿✿

دوستی

اگر دبیر ریاضی بودم ثابت میکردم که چگونه شعاع نگاهتون از مرکز قلبم میگذره،


اگه دبیر شیمی بودم از اشک چشمانتون محلول محبت میساختم،


اگه دبیر دینی بودم تابت میکردم که بعد از خدا باید شما رو پرستید،


اگه دبیر جغرافی بودم ثابت میکردم که خوش آب و هواترین منطقه آغوش

 

گرم شماست و اگر دبیر زبان بودم با زبان بی زبانی میگفتم : 


                     دوستتون دارم

خدایا

برای داده هایت

تشکر
نداده هایت

تفکر
گرفته هایت

تذکر
********************
که آنچه را دادی
نعمت
**********
آنچه را نداددی
حکمت
**********
و آنچه گرفته ای
امتحان
**********
است

شخصی نزد روانپزشکی رفت و از غم بزرگی

که در دل داشت برای پزشک تعریف کرد.

پزشک به او پیشنهاد کرد که به فلان سیرک برو،

آنجا دلقکی هست آنقدر تو را می خنداند

که هرچه غم داشته باشی از یادت می رود.

اما، مرد لبخند تلخی زد و گفت:

آقای دکتر (( من همان دلقک هستم!))