باران مطالب

...اینجا هر چیزی میتونه باشه...

باران مطالب

...اینجا هر چیزی میتونه باشه...

تنهایی یعنی بدونی که هیچ کسیو نداری اما به همه بگی یه عالمه آدم دورتو گرفته
تنهایی یعنی شب خوابت ببره صبح پاشی ببینی بالشت خیس شده از اشکات
تنهایی یعنی این که دستت رو دراز کنی که پاشی اما هیچ کس دستتو نگیره
تنهایی یعنی اونی که دوستش داری بی خبر بذاره بره
تنهایی یعنی اشکات وقته نوشتن رمزه دلت باشه
تنهایی یعنی همه رو بذاری رو دوش خودت اما خودت پاهاتو بذاری رو زمین
تنهایی یعنی خدا رو لمس کنی تو خوابت
تنهایی یعنی عشقت ندونه که چی تو دلته
تنهایی یعنی نتونی بگی که چرا تنهایی

معرفی وب به 150 موتور جستجوگر

معرفی وبلاگ یا وب سایت شما به صد و پنجاه موتور جستجوگر جهان

 که وبمسترهای عزیز برای افزایش آمار و پیج رانک باید اول این کار را بکنند

 تا وبشان در تمام موتور های جستجو ایندیکس شود.

برای معرفی وب خود به موتور های جستجوگر به اینجا بروید .

چرا نباید به یک رستوران ۵ ستاره رفت؟
س: چه میل دارید؟ آب میوه؟ سودا؟ شکلات؟ مایلو (شیر شکلات)؟ یا قهوه؟ج: لطفا یک چای
س:
چای سیلان؟ چای گیاهی؟ چای بوش؟ چای بوش و عسل؟ چای سرد یا چای سبز؟ج: سیلان لطفا
س:
چه جور میل دارید؟ با شیر یا بدون شیر؟ج: با شیر لطفا
س:
شیر؟ پودر شیر یا شیر غلیظ شده؟ج: شیر لطفا
س:
شیر بز، شیر شتر یا شیر گاو؟ج: لطفا شیر گاو.
س:
شیر گاوهای مناطق قطبی یا شیر گاوهای آفریقایی؟ج: فکر کنم چای بدون شیر بخورم.
س:
با شیرین کننده میل دارید یا با شکر یا با عسل؟ج: با شکر.
س:
شکر چغندر قند یا شکر نیشکر؟ج: با شکر نیشکر لطفا
س:
شکر سفید، قهوه ای یا زرد؟ج: لطفا چای را فراموش کنید فقط یک لیوان آب به من بدهید
س:
آب معدنی یا آب بدون گاز؟ج: آب معدنی
س:
طعم دار یا بدون طعم؟ج: ترجیح میدم از تشنگی بمیرم

این چهار جمله شما را تکان نمی‌دهد..؟!

زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد...

اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد. او گفت‌ای شیخ خدا می‌داند که فردا حال ما چه خواهد بود!

دوم مستی دیدم که...
افتان و خیزان راه می‌رفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی. گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده‌ای؟

سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده‌ای؟ کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟

چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت می‌کرد. گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن.

گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده‌ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟

اگر زیستن را دوست داشتم ، هرگز به هنگام به دنیا آمدن نمی گریستم !

زندگی باید مثل پیازی باشد در دستت که در حال اشک ریختن پوستش را بکنی...

طنز ترجمه فرهنگ لغات آقایان !

۱-چه جالب . بعد چی شد؟
ترجمه : هنوز داری حرف می زنی؟ بس کن دیگه !

۲- این بار دیگه چیکار کردم؟
ترجمه: این بار چطوری مچم رو گرفتی؟

۳-عزیزم خسته ای . بیا یه کم استراحت کن.

ترجمه: صدای جارو برقی نمی ذاره پلی استیشن بازی کنم. خاموش کن.

۴- یااااادم رفت.

ترجمه: کد پستی سی و چهار رقمی خانه اولین دوست دخترم رو هنوز یادمه اما روز تولد تو رو یادم رفته.

۵- از صبح تا شب دارم جون می کنم بخاطر تو و این بچه.

ترجمه: امروز از محل کار مرخصی گرفتم با رفقا رفتیم کنار رودخونه کباب خوردیم.

۶- عزیزم راهو بلدم.

ترجمه: می تونم راهو پیدا کنم به شرطی که بفهمم تو کدوم کشوریم.

۷- نتونستم پیداش کنم.

ترجمه: شئی مورد نظر بیش از یه متر با من فاصله داشت. حوصله نداشتم پاشم.

۸- برای تمام کارهام یه دلیل منطقی دارم.

ترجمه: یه کم فرصت بده یه خالی بندی جور کنم