محققان معتقدند ساعت داخلی بدن انسان به تنظیم هورمون ذخیره آب کمک میکند و مانع از احساس تشنگی به هنگام خواب میشود. به بیان دیگر، تشنگی در خواب یا احساس نیاز به دستشویی، فرایندی طبیعی نیست.
در مقالهای که در نشریه علوم عصبی نیچر به چاپ رسیده، اریک ترودل و چارلز بورک، فیزیولوژیستهای عصبی از موسسه تحقیقاتی مرکز سلامت دانشگاه مکگیل در مونترال کانادا، ساز و کاری را پیشنهاد کردهاند که در آن، سیستم شبانهروزی بدن یا همان ساعت داخلی، گردش آب را کنترل میکند و در زمان خواب، هورمونی به نام وازوپرزین برای کمک به بدن در ذخیره آب ترشح میشود که بدن را در طول شب مرطوب نگه میدارد.
کریستوفر کولول، عصبشناس دانشکده پزشکی دیوید گفن در دانشگاه کالیفرنیا که به تحقیق بر روند خواب و سیستم شبانهروزی بدن اشتغال دارد، گفت: «ما از سالها پیش میدانستیم میزان وازوپرزین در هنگام خواب بالا میرود، اما هیچکس نمیدانست این اتفاق چطور میافتد. اما این گروه سازوکار فیزیکی مهمی را در این رابطه کشف کردند.»
محققان معتقدند ساعت داخلی بدن انسان به تنظیم هورمون ذخیره آب کمک میکند و مانع از احساس تشنگی به هنگام خواب میشود. به بیان دیگر، تشنگی در خواب یا احساس نیاز به دستشویی، فرایندی طبیعی نیست.
در مقالهای که در نشریه علوم عصبی نیچر به چاپ رسیده، اریک ترودل و چارلز بورک، فیزیولوژیستهای عصبی از موسسه تحقیقاتی مرکز سلامت دانشگاه مکگیل در مونترال کانادا، ساز و کاری را پیشنهاد کردهاند که در آن، سیستم شبانهروزی بدن یا همان ساعت داخلی، گردش آب را کنترل میکند و در زمان خواب، هورمونی به نام وازوپرزین برای کمک به بدن در ذخیره آب ترشح میشود که بدن را در طول شب مرطوب نگه میدارد.
کریستوفر کولول، عصبشناس دانشکده پزشکی دیوید گفن در دانشگاه کالیفرنیا که به تحقیق بر روند خواب و سیستم شبانهروزی بدن اشتغال دارد، گفت: «ما از سالها پیش میدانستیم میزان وازوپرزین در هنگام خواب بالا میرود، اما هیچکس نمیدانست این اتفاق چطور میافتد. اما این گروه سازوکار فیزیکی مهمی را در این رابطه کشف کردند.»
بدن میزان آب خود را غالبا با دریافت آب از طریق فعال کردن احساس تشنگی و دفع آن توسط ادرار کنترل میکند. انسان در طول خواب آب نمینوشد، بنابراین بدن باید میزان از دست دادن آب خود را به حداقل برساند تا بدن بدون آب باقی نماند. دانشمندان معتقدند میزان کم آب، گروهی از سلولهای نورونی را فعال میکند که آنها نیز گروه دیگری از سلولها را برای ترشح وازپروزین در خون تحریک میکنند.
هشدار تشنگی
ترودل
و بروک، این نظریه را که فعالیت کم نورونهای ساعتی باعث میشود نورونها
ترشح وازپروزین را بیشتر کنند، مورد مطالعه قرار دادند. این فعالیتها به
معنای ذخیره بیشتر آب و تولید کمتر ادرار در طول شب است.
آنها برای انجام این کار ورقههای نازکی از مغز موش را که دارای حسگرهای سالم و نورونهای آزادکننده وازپروزین و ساعتی بود، جدا کردند.
آنها سپس نورونهای حسی را تحریک کرده و هرگونه فعالیت الکتریکی را در نورونهای آزادکننده وازپروزین ثبت کردند تا بتوانند ارتباط میان دو گروه سلولها را مشاهده کنند. سپس به مشاهده تاثیر سلولهای ساعتی بر این روند پرداختند. تا وقتی که آنها سلولهای ساعتی را در طول زمان خواب مطالعاتشان فعال نکرده بودند، سلولهای حسی راحتتر میتوانستند با سلولهای آزادکننده وازپروزین ارتباط برقرار کنند. برعکس هنگامی که سلولهای ساعتی را فعال کردند، ارتباط تا حد زیادی پایین آمد.
نتایج نشان داد که سلولهای ساعتی به عنوان یک کلید برای کنترل آب عمل میکنند. هنگامی که فعالیت آنها بالا است، سلولهای حسی را از دستور برای تولید وازپروزین باز میدارند؛ اماوقتی سلولهای ساعتی فعالیت کمتری دارند، سلولهای حسی به راحتی میتوانند سلولهای تولیدکننده این هورمون را تحریک کنند و از میزان کافی آب بدن مطمئن شوند.
کولول خاطرنشان کرد که این مطالعه در موشهای شبزی انجام شده است. با وجود اینکه چرخه وازپروزین و فعالیت نورونهای ساعتی در موش و انسان مشابه است، سوال اینجاست که آیا این سازوکار در حیواناتی که شبهای میخوابند نیز یکی است یا خیر.
بروک گفت:« ما این مسئله را در این چرخه نشان دادیم اما ممکن است نورونهای ساعتی چرخههای دیگری را نیز با شیوهای مشابه کنترل کنند که این موضوع باید مورد مطالعه قرار گیرد.» وی معتقد است که مطالعات بعدی ممکن است نشان دهد که مکانیزم مشابهی گرسنگی، خواب، و دیگر موارد مربوط به فیزیولوژی شبانهروزی را کنترل کند.
برای اینکه 2 سال بیشتر زندگی کنید:شکلات بخورید. تحقیقات نشان می دهند که شکلات غلیظ و تلخ برای قلب مفید است.
برای اینکه 3 سال بیشتر زندگی کنید:
دیندار باشید و دوستان بسیاری داشته باشید. تحقیقات نشان دادند که حضور مرتب در حرم و اماکن مذهبی استرس را کاهش می دهد. همچنین دوستی و ارتباطات اجتماعی نیز همین تاثیر را نشان می دهند.
برای اینکه 3.6 سال بیشتر زندگی کنید:گوشت کمتر بخورید. سبزی خواری و یا تنها کاهش مقدار گوشت در غذا می تواند به علت کاهش غلظت چربی در بدن طول عمر را افزایش دهد، زیرا در ازای آن مصرف میوه و سبزیجات افزایش می یابد.
برای اینکه 3.7 سال بیشتر زندگی کنید:زندگی فعالی داشته باشید. دانشمندان تایید می کنند که تحرک، نرمش و ورزش تاثیر مثبتی بر قلب می گذارد و نمی گذارد که فرد چاق شود.
برای اینکه 5 سال بیشتر زندگی کنید:مطالعه کنید. دانشمندان هاروارد به این نتیجه رسیده اند که زنان دارای تحصیلات دانشگاهی به طور متوسط 5 سال بیش از زنان بدون تحصیلات عالیه زندگی می کنند.
برای اینکه 7.5 سال بیشتر زندگی کنید:مثبت نگر باشید. پژوهش ها ثابت کرده اند که ریسک مرگ زودرس برای افراد حوشبین 55درصد کمتر است.
برای اینکه 8 تا 10 سال بیشتر زندگی کنید:سیگار نکشید. افرادی که هیچ گاه سیگار نکشیده اند، به طور متوسط 10 سال بیش از افراد سیگاری زندگی می کنند. اگر مردان در سن 35 سالگی سیگار را ترک کنند، می توانند به طور متوسط 5.1 سال به طول عمر خود بیفزایند.
برای اینکه 10 سال بیشتر زندگی کنید:
خوشبخت باشید. افراد خوشبخت به طور متوسط 10 سال بیش از سایرین زندگی می کنند.
*در طول زندگی به نشانه هایی برمی خوریم که مسیری را
که باید در آن حرکت کنیم، به ما یادآور می شوند. اگر به آنها توجه نکنیم،
انتخاب های بیهوده ای انجام می دهیم و دچار تیره بختی می شویم. اما اگر
متمرکز باقی بمانیم، درس هایمان را می آموزیم و زندگی خوب و پرباری داریم
و مرگ خوبی نیز خواهیم داشت.
*می گویند شیطان دو ترفند
اساسی در به زانو درآوردن آدمی دارد که یکی از آنها نومیدی است. زیرا
زمانی که مأیوس می شویم، دست کم مدتی نمی توانیم برای دیگران خدمتی انجام
دهیم و مفید باشیم. ترفند دیگر، تردید افکندن در وجود انسان هاست تا رشته
ی ایمانشان که آنها را به خدا پیوند می دهد، گسسته شود. پس مراقب باشیم که
فریب این دو ترفند شیطانی را نخوریم!
*زمانی که با
دشواری و خطر، توهین و رسوایی یا بیماری و مرگ رویارو می شویم، باید
بدانیم که این گونه تجربیات بدون هدف سر راه ما قرار نمی گیرند. بزرگترین
آموختنی این رویدادها بازگشت به سوی خداست که همه چیز به وجود او بستگی
دارد. اگر فقط به خداوند اعتماد کنیم، او علاوه بر آرام کردن گرداب حوادث
به قلب های ما نیز آرامش می بخشد.
*در نزدیک شدن به خدا
همانند صیاد مروارید باشید که بارها و بارها در اعماق دریا فرو می رود.
اگرچه ممکن است هر بار با دستان خالی بازگردد، اما نومید نمی شود و دوباره
و دوباره به صید می پردازد. با این اطمینان که سر انجام، آنچه را در طلبش
است، به دست خواهد آورد.
درست است کار هرکسی نیست. آدم از خواندن بروشور داروها و ردوبدل کردن چند تا دیالوگ دستوپا شکسته با توریستها زباندان نمیشود ولی خب بههرحال چه باور بکنیم و چه نکنیم این اتفاق در زندگی علی پیرهانی افتاده است. او مرد شماره یک زبان این کشور است. 19 زبان زنده دنیا را به صورت خودآموخته میداند و یک استعداد ناب در زمینه یادگیری زبان دارد. زبانهای مختلف را تنها با کمک بروشورهای داروها و دستورالعملهای لولزن برقی و همه چیزهای بیاهمیت دیگری که ما بیتفاوت از کنارشان میگذریم و سلام و علیکهای دست و پا شکستهای که با جهانگردانی که برای بازدید از آثار تاریخی زادگاهش همدان به آنجا میآمدند آموخته. او متولد 1364 شهر همدان است و در حال حاضر در مقطع کارشناسی ارشد در رشته زبان تحصیل میکند...
درست است کار هرکسی نیست. آدم از خواندن بروشور داروها و ردوبدل کردن چند تا دیالوگ دستوپا شکسته با توریستها زباندان نمیشود ولی خب بههرحال چه باور بکنیم و چه نکنیم این اتفاق در زندگی علی پیرهانی افتاده است. او مرد شماره یک زبان این کشور است. 19 زبان زنده دنیا را به صورت خودآموخته میداند و یک استعداد ناب در زمینه یادگیری زبان دارد. زبانهای مختلف را تنها با کمک بروشورهای داروها و دستورالعملهای لولزن برقی و همه چیزهای بیاهمیت دیگری که ما بیتفاوت از کنارشان میگذریم و سلام و علیکهای دست و پا شکستهای که با جهانگردانی که برای بازدید از آثار تاریخی زادگاهش همدان به آنجا میآمدند آموخته. او متولد 1364 شهر همدان است و در حال حاضر در مقطع کارشناسی ارشد در رشته زبان تحصیل میکند.۱- جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه کنید.
3- حداقل روزی 15 دقیقه را در سکوت کامل بگذرانید و به آنچه که می خواهید در زندگی به دست آورید فکر کنید.
4-
هنگامی که احساس می کنید ذهنتان پر از افکار گوناگون است و هیچ جای خالی
در آن وجود ندارد با قدم زدن سعی کنید ذهن خودتان را خالی کنید.
5- به کودکان نگاه کنید و ببینید چگونه از زندگی لذت می برند. زندگی با آرامش را از کودکان یاد بگیرید.
6- سعی کنید به داشته های خود قناعت کنیدو در این صورت احساس رضایت بیشتری از زندگی خواهید کرد.
7- اکسیژن باعث می شود مغز شما بهتر فعالیت کند. پس در محل زندگی و کار خود گیاه نگاه دارید.
8- این همه عجله برای چیست؟ به یاد داشته باشید سرعت حرکت شما با احساس شما رابطه مستقیمی داردو پس سعی کنید عجول و شتابزده نباشید.
9- شوخی روش خوبی برای رسیدن به آرامش است . پس شوخی طبع باشید.
10-
لحظات زیبای زندگیتان را بایگانی کنید. سعی کنید از این لحظات فیلم و عکس
تهیه کنید و در لحظات ناراحتی به آن نگاه کنید تا به یاد بیاورید زندگی
همیشه برای شما تلخ و دشوار نبوده است.
11- آرام سخن گفتن باعث می شود ظربان قلب و تنفس شما کم شود و این پایین آمدن ضربان قلب آرامش بیشتری به شما می دهد.
12- شاد کردن دیگران باعث می شود احساس و انرژی مثبتی به شما منتقل شود.
15- هر چند وقت یک بار ساعتتان را باز کنید و اجاره بدهید از شر فشار زمان نجات پیدا کنید.
16-
مسافرت به شما کمک خواهد کرد تا برای مدتی فکر شما آزاد باشد واثرات
مسافرت پس از برگشت به خوبی در زندگی روزمره شما نمایان خواهد شد.
17- دیگران را ببخشید. زیرا بخشش و شاد کردن دیگران یکی از مسائل زندگی بخش است.
18- سعی کنید در هنگام عصبانیت خود را به گونه ای تخلیه کنید . مثلا به بالای پشت بام بروید و فریاد بکشید
19- لباسهای راحت و گشاد باعث آرامش می شوند.
20- سعی کنید به موقع غذا بخورید و از غذا خوردن لذت ببرید. زیرا غذا خوردن باعث آرامش سیستم عصبی میشود
بازار آبمیوه ها با گرم شدن هوا داغ تر می شود اما می دانید
آبمیوه های مختلف از نظر خاصیت چه تفاوتی با هم دارند یا بهتر است بگوییم
چه آبمیوه ای برای چه کسی توصیه می شود؟ پاسخ به این سوال همان چیزی است
که می خواهیم در این مطلب به آن بپردازیم.
به گزارش سلامتنیوز،
خلاصه بازار آبمیوه ها با گرم شدن هوا داغ تر می شود اما می دانید
آبمیوه های مختلف از نظر خاصیت چه تفاوتی با هم دارند یا بهتر است بگوییم
چه آبمیوه ای برای چه کسی توصیه می شود؟ پاسخ به این سوال همان چیزی است
که می خواهیم در این مطلب به آن بپردازیم.
آب انبه
انبه از منابع بسیار عالی بتاکاروتن به حساب می آید یعنی همان عاملی که رنگ نارنجی را به این میوه داده است.
شاید
باور نکنید اما 100گرم از این میوه 2000 میکروگرم بتاکاروتن دارد
بنابراین کسانی که دچار کمبود ویتامین A هستند، کم خونی دارند و به دفعات
دچار سرماخوردگی و انواع عفونت های دیگر می شوند، بهتر است که آب این
میوه را در هفته چند بار میل کنند.
در جامعه ایران اکثر افراد علاقمند به کار معین و دریافت حقوق هستند؛ ولی تعداد دیگری از افراد یا به دلیل نبود بازار کار معین یا به علت عدم علاقه، به سرمایه گذاری روی می آورند. سرمایه گذاران معمولاً رفتاری ویژه در برقراری ارتباط میان حوادث جدید و آینده در پیش می گیرند. وقتی شرایط خوب باشد آنها به آینده خوشبینانه می نگرند. در این مطلب سعی کرده ام تا هفت کلید سرمایه گذاری موفق را به دستانتان دهم.
کلید اول:
در ارزیابی های خود رفتاری محافظه کارانه در پیش بگیرید.سرمایه گذاران معمولاً رفتاری ویژه در برقراری ارتباط میان حوادث جدید و آینده در پیش می گیرند. وقتی شرایط خوب باشد آنها به آینده خوشبینانه می نگرند. ریسک اصلی، پرداخت هزینه بیش از حد برای تجارت های پربازده نیست بلکه صرف هزینه ای فراوان برای شرکت هایی با سوددهی متوسط در روزهای خوب احتمال خطر را افزایش می دهد.به منظور اجتناب از برخورد با چنین مشکلاتی باید احتیاط را رعایت کنید. این امر به خصوص در رابطه با تخمین نرخ رشد یک کمپانی در آینده در کنار بررسی احتمال بازگشت سرمایه اهمیت زیادی پیدا می کند.
کلید دوم:
تنها سرمایه هایی را خریداری کنید که با یک تخفیف قابل توجه نسبت به ارزیابی شما از قیمت اصلی فروخته می شوند.پس از بررسی قیمت اصلی یک سهام خاص شما باید بر روی امتیاز اضافه به عنوان ضمانت اصرار بورزید. برای مثال چنانچه ارزیابی شما از قیمت سهام یک شرکت 11 هزار ریال باشد، قیمت 10 هزار ریال راضی کننده نخواهد بود زیرا حدود 10 درصد تخفیف، ضمانتی مطمئن برای شما به شمار نمی رود.
کلید سوم:
محدودیت های خود را شناخته و فقط سهامی را بخرید که اطلاعات کافی درباره آن به دست آورده اید.شما چگونه می توانید آینده وضعیت سهام یک شرکت را حدس بزنید. برای مثال در مورد کوکاکولا شما می توانید با نگاهی به مصرف سرانه محصولات این شرکت در کشورهای مختلف جهان، هزینه های مصرف شده مانند قیمت شکر، سابقه مدیریت بر روی سرمایه اولیه و مسایل دیگر به یک ارزیابی شخصی از عملکرد این برند و به تبع آینده آن دست یابید. این کار امکان یک تصمیم گیری منطقی را برای شما فراهم می کند.فقط شناخت و بررسی وضعیت اقتصادی یک برند و پیش بینی آینده آن در پنج تا 10 سال آینده می تواند زمینه ساز خرید بخشی از سهام آن کمپانی شود. در بسیاری از موارد ترس از بر باد دادن یک شانس بزرگتر شما را دربرمی گیرد. در این گونه موارد استفاده از اطلاعات موجود در تکنولوژی های جدید نظیر اینترنت یا تلویزیون می تواند بر دانش شما در این زمینه بیفزاید.
کلید چهارم:
نگاهی منطقی به قیمت بیندازید. یک قانون در ریاضیات وجود دارد که عمل به آن اجتناب ناپذیر است: هر چه بیش از میزان بازدهی یک سرمایه برای آن هزینه پرداخت کنید، سوددهی آن به مراتب برای شما کمتر خواهد شد.فرض کنید که خانه ای با قیمت 500 هزار دلار در یک منطقه بسیار خوب خریداری کرده اید. یک هفته بعد کسی بر در خانه کوبیده و پیشنهاد خرید خانه به قیمت 300 هزار دلار را به شما ارائه می دهد.شما حتما به توصیه او خواهید خندید. به همین ترتیب در بورس نیز شما ممکن است تحت تأثیر دیدگاه های منفی دیگران قرار گرفته و سراسیمه سهام خریداری شده را دوباره به فروش بگذارید.این قبیل افراد ممکن است به شما بگویند که هزینه پرداختی از طرف شما بسیار بیشتر از ارزش واقعی سهام موردنظر بوده است. به منظور خرید سهام پس از یک ارزیابی منطقی شما باید تخفیف بزرگ در قیمت سهام را به عنوان یک فرصت مناسب برای سرمایه گذاری در نظر بگیرید.
کلید پنجم:
هزینه های اضافی را به حداقل کاهش دهید. معاملات تجاری به طور مکرر می تواند ضمن بالا بردن هزینه های کمیسیون و مالیات ها موفقیت های پیش بینی شده شما را در طولانی مدت کاهش دهد.به طور مثال تصور کنید که در سن بیست و یک سالگی برنامه ای برای کار و فعالیت تا سن شصت و پنج سالگی خود پیش بینی می کنید. به این ترتیب هر سال می توانید 10 هزار دلار برای آینده خود پس انداز کنید. اگر محاسبات شما به همین روند ادامه پیدا کند، تا زمان بازنشستگی 10 درصد به سرمایه شما افزوده خواهد شد. حال اگر کاری کنید که بتوانید مانع از پرداخت یکسری هزینه های اضافی بشوید، این سود دهی دو درصد رشد داشته و به 12 درصد خواهد رسید.
کلید ششم:
در تمام مدت چشمان خود را باز نگه دارید. با نگاهی دقیق در تمام طول مدت سرمایه گذاری می توانید به نوعی احساس رضایت از سرمایه گذاری خود دست پیدا کنید. جست وجو و بررسی تمام شرکتها، بررسی درآمدها و سوددهی آنها، آشنایی با نحوه مدیریت آنها و توجه به نکات راهنما در خرید سهام می تواند در این راه کمک شایانی به شما بکند.
کلید هفتم:
به محض مواجهه با یک فرصت مناسب سرمایه خود را به آن اختصاص دهید. فرض کنید که یک سرمایه گذار خواهان سرمایه گذاری در بخش مسکن در مناطق شهری است. او ممکن است سوالاتی از این قبیل را از خودش بپرسد: آیا رشد قیمت این خانه در مقایسه با هزینه خرید آن بیشتر خواهد بود؟ چنانچه پاسخ مثبت است آیا تغییرات آماری در این منطقه نسبت به شرایط کنونی افزایش قابل توجهی یافته و در نتیجه موجب رشد قیمت این خانه ها خواهد شد؟ آیا از این کار سوددهی کلانی نصیب او خواهد شد یا منافع بسیار کمی برای او به بار خواهد آورد؟یک سرمایه گذار دوراندیش با اطمینان از نتایج مثبت این کار خود فرصت را مغتنم می شمرد و در اولین فرصت بدون هیچ گونه شک و تردید تصمیم خود را به اجرا درمی آورد.
روش اول مکالمه مجانی با موبایل
۱- درصفحه اول یا همون میز کار موبایلتون تایپ کنید ( #094021 *21 * )
البته تا 5 دقیقه مسئولیتش با من ولی
بیشتر با خودتون چون بعد از 5دقیقه خطتون ردیابی میشه وبعد مصادره به نفع مخابرات البته اگر 100دقیقه هم صحبت کنید مجانیه راستی بعد ازتایپ اعداد بالا باید کلید ok رابزنید وبرای کنسل کردن این کد هم تایپ کنید ( #21# )
روش دوم مکالمه مجانی با موبایل
تایپ کنید ( #09۰ *21 * ) البته تا ۳ دقیقه میتوانید مجانی صحبت
کنید و اگر بیشتر طول کشید مثل روش بالا خط شما رد یابی نمیگردد ولی مثلا
اگر ۳ دقیقه شد ۳ دقیقه و ۱ ثانیه پولش محاسبه و ۲ برابر می شود وهمینطور
که ادامه پیدا کند ۳ برابر میشود پس سعی کنید تایم بگیرید و قبل ازپایان ۳
دقیقه مکالمه مجانی به تماس خود خاتمه دهید و در صورت تمایل دوباره تماس
بگیرید
روش سوم در موبایلهای سری ۶۰
tools---->settings---->security----->Pone And Sim----->Closed User group
بعد از باز شدن پنجره مورد نظرخواهید دید که ۳ گزینه وجود دارد که
به صورت پیش فرض گزینه Default تیک دار است با انتخاب گزینه on تلفن را
از حالت پیش فرض Default خارج میکنیم سپس مشاهده میکنیم که پنجره دیگری
باز شد که از ما در خواست عددی را دارد یا بهتر بگویم چهار رقم آخر شماره
خود را در آن کادر سفید وارد میکنید ودر انتها Ok میکنید.
این کد محدودیتی برای تماس ایجاد نمیکند ومیتوانید تا هر مدتی که
خواستید به مکالمه خود ادامه دهید. این کد باعث نصف شدن هزینه مکالمه شما
میگردد .
البته لازم به ذکر است که دوتا کد اولی به درد همه موبایلها میخوره ولی کد سوم روی بعضی از گوشی ها جواب میده .
روش چهارم :
یه خط دائمی ایرانسل بخرید و با پرداخت ماهیانه 15000 تومان عضو طرح قرمز ایرانسل شوید و به صورت نامحدود بین خطوط ایرانسل مکالمه رایگان داشته باشید ، علاوه بر این بین خطوط دیگر تا 50 درصد از تخفیف برخوردار شوید!!
حتماً آدم های بسیار باهوش و توانمندی را میشناسید که هیچ کار مفیدی انجام نمیدهند. آنها ساعت های طولانی کار میکنند، به خودشان استرس وارد میکنند اما هیچ پیشرفت خوبی نمیکنند.
همه ما در طول زندگی عادت های غیر مفیدی پیدا میکنیم که ما را از رسیدن به هدف اصلی زندگیمان دور میکند. و معمولاً در این دنیا که با سرعت شگرفی پیش میرود، حتی متوجه نمیشویم که همان اشتباهات را دوباره و دوباره مرتکب میشویم. برای اینکه زندگی متوازن و مفید داشته باشید باید طولانی مدت در کاری که راضیتان میکند تلاش نموده و از اشتباهاتی که در زیر عنوان میگردد دوری کنید.
این ۸ اشتباه انسانهای باهوش است و نشانتان میدهیم که چطور از این اشتباهات در امان بمانید:
1. آنها مشغول بودن را با مفید بودن اشتباه میگیرند.
سرعتتان را کندتر کنید و این را به یاد بیاورید: بیشتر چیزها هیچ اهمت خاصی ندارند. مشغول بودن معمولاً یک شکل تنبلی ذهنی است—تنبل فکر کردن و با تنبلی عمل کردن. بخاطر همین است که میگویند عاقلانه تر کار کنید نه سختتر.
فقط کافی است که یک نگاه به اطرافتان بیندازید. آنها که از همه مشغول ترند بازده کمتری دارند.
افراد پرمشغله همیشه وقت کم میآورند. همیشه در تلاش برای رسیدن به سر کار، کنفرانس، میتینگ، جلسات کاری و از این قبیل هستند. معمولاً کم پیش میآید که وقت کافی برای خانواده و دور هم بودن داشته باشند، حتی برای خوابیدن هم وقت ندارند.
برنامه پرمشغله شان باعث میشود احساس مهم بودن کنند اما این فقط یک توهم است.
راهحل: سرعتتان را کمتر کنید. نفس بکشید. تعهداتتان را مرور کنید. کارهای مهم را اول برنامه بیاورید. هر زمان فقط یک کار را انجام دهید. از همین حالا شروع کنید. هر دو ساعت یکبار یک وقفه کوتاه برای استراحت داشته باشید. بعد تکرار کنید.
2. وقتشان را صرف دنبال کردن یک دستاورد ساختگی میکنند.
رشد شخصی مسئله ای سالم است. رشد شخصی یک دستاورد است. اما تا زمانیکه واقعی باشد. مشکل اینجاست که فشار برای رشد کردن به همراه خود، انگیزه برای راحتتر کردن آن رشد میآورد. یا اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، برای ساده تر به نظر رسیدن رشد.
بازیهای رشد که دستاوردهای ساختگی دارند را در اینترنت بارها میبینید. خیلی از آنها حاوی محصولات و خدماتی هستند که توسط اسامی معروفی مثل Facebook و Twitter فراهم میشوند. هرکدام یک زیربنای روانی دارند که از یک بازی رشد پر از دستاوردهای ساختگی حمایت میکنند—جمع آوری امتیازهایی که به فایده موردنظر آن محصول یا خدمات نزدیک باشد.
در Facebook لیست دوستان و در Twitter دنبالکنندگان آن.
بله، هرکدام از آنها اگر به تعادل و باهدف استفاده شوند، یک هدف منطقی به دنبال دارد. اما بیشتر افراد اینقدر خود را درگیر سیستم امتیازهای آن بازی میکنند که آن دلیل اصلی و قانونی که بخاطر آن شروع به استفاده از آن محصول یا خدمات کردند را به کلی فراموش میکنند.
اگر این بازی را فقط برای سرگرمی انجام میدهید، و از آن آگاهید، عالی است و هیچ اشکالی ندارد. اما اگر هدفتان به دست آوردن دوستان بیشتر و بیشتر و بالا بردن تعداد دوستان و دنباله روهایتان فقط برای دست یافتن به آن است، دستاوردهایتان کاملاً ساختگی است.
به همین دلیل خیلی مهم است که ذهنتان را روی کاری که میکنید و دلیل انجام آن تمرکز دهید.
راهحل: از خودتان بپرسید: آیا این فعالیت یک تغییر مثبت و محسوس در زندگی من یا فردی دیگر ایجاد میکند؟ آیا لازمه یک هدف واقعی است؟ آیا به نظرم اشکالی ندارد که اینکار را فقط به خاطر اینکه از انجام آن لذت میبرم انجام میدهم، فارغ از اینکه فکر کنم برای خودم یا دیگری فایده دارد یا نه؟
3. یاد میگیرند یک کار را چطور انجام دهند اما هیچوقت انجامش نمیدهند.
متاسفانه تعداد کمی از آدمها طوری زندگی میکنند که به آن موفقیتی که همیشه در رویاهایشان بوده دست پیدا کنند. و این یک دلیل ساده دارد:
هیچوقت وارد عمل نمیشوند!
علمآموزی به این معنا نیست که رشد میکنید. رشد زمانی اتفاق میافتد که چیزهایی که میدانید زندگیتان را تغییر دهند. بیشتر آدمها در سردرگمی کاملند. درواقع آنها زندگی نمیکنند. فقط روزها را میگذرانند و هیچوقت کاری که لازم است را انجام نمیدهند—یعنی دنبال کردن آرزوهایشان.
مهم نیست که نابغه باشید یا دکترای فیزیک کوانتوم داشته باشید، اگر عمل نکنید نمیتوانید کوچکترین تغییری در زندگیتان ایجاد کنید. بین دانستن خالی و دانستن و عمل کردن تفاوت زیادی وجود دارد. دانش و هوش بدون عمل هر دو بی ارزش هستند. به همین سادگی!
راهحل: موفقیت در تصمیم به زندگی کردن—جذب خودتان در فرایند دنبال کردن اهدافتان— نهفته است. پس تصمیم بگیرید و وارد عمل شوید.
4. برای بررسی پیشرفتشان معیار سنجش درستی ندارند.
نمیتوانید چیزی که به درستی آنرا نسنجیده اید را کنترل کنید و چیزی که میسنجید آینده شما را تعیین میکند. اگر چیزهای درستی را بررسی نکنید نسبت به فرصتهایی که برایتان پدیدار میشود کور میشوید.
تصور کنید که در کار تجاری کوچکی که انجام میدهید، مقرر کنید که میزان مدادها و گیره های کاغذ که مصرف کردید را حساب کنید. آیا این منطقی است؟ خیر! چون مدادها و گیره های کاغذ معیار خوبی از چیزهای مهم برای یک تجارت نیستند. مدادها و گیرههای کاغذ هیچ تاثیری در درآمد، رضایت مشتری، رشد بازار و از این قبیل نیستند.
اجازه بدهید بعنوان یک مثال عینی از فروشگاه اینترنتی اسم ببریم. بیشتر صاحبین این سایتها که از آن راه زندگی خود را میگذرانند، تعداد مشترکین RSS خود را اولین معیار موفقیت سایتشان قلمداد کرده و به دقت آن را بررسی میکنند اما نمیدانند که تعداد مشترکین RSS یک معیار حیاتی نیست زیرا بیشتر این مشترکین درصد فعالیت بسیار پایینی در سایت میزبان و تولید کننده درآمد آن دارند.
اینکه چه چیز را بسنجید آینده شما را پیشبینی میکند. باید چیزهایی را بسنجید که مستقیماً به هدف اولیه شما مرتبط باشد.
راهحل: رویکرد مناسب این است که بفهمید هدف اصلیتان چیست و بعد چیزهایی که مستقیماً در رسیدن به آن هدف دخیل هستند را بسنجید. درمورد مثال سایت تجاری، هدف باید “اخذ درآمد از طریق سایت” باشد. و چیزهای کمی که ارزش بررسی را دارند تعداد کلیکهایی است که روی تبلیغات، نرخهای تبدیل مرتبط، نرخهای تبدیل محصولات داخل و فیدبک مشتری/خواننده و از این قبیل میباشد.
توصیه ما این است که برای تعیین هدف اصلیتان وقت بگذارید، بعد مهمترین موارد برای بررسی کردن را تعیین کرده و بعد بلافاصله شروع به بررسی کنید. به طور هفتگی اعداد را یادداشت کرده و از آن اطلاعات برای ایجاد یک نمودار روند رشد هفتگی یا ماهانه استفاده کنید تا پیشرفتتان را ارزیابی کنید. بعد عملکردهایتان را بنا به پیشرفت بیشتر توسعه دهید.
5. درگیر ایدآلسازی همه چیز میشوند.
خیلی از ما ایدآلگرا هستیم. معیارهای بالایی برای خودمان در نظر میگیریم و بیشترین تلاشمان را میکنیم. زمان و توجه زیادی را صرف کار/علاقه مان میکنیم تا استانداردهای شخصیمان را بالا نگه داریم. عشق ما به بهترینها باعث میشود دست به تلاشهای بیشتر بزنیم، هیچ وقت دست از کار نکشیم و هیچ وقت از پا ننشینیم. و این اختصاص دادن کامل خود به ایدآلها به ما کمک میکند به نتیجه دلخواهمان برسیم. البته تازمانیکه این روش ما را اسیر خود نکند.
اما وقتی اسیر ایدآلگرایی شدیم چه اتفاقی میافتد؟
وقتی نتوانیم به استانداردهایی که برای خودمان تعیین کردهایم برسیم، ناامید و دلسرد میشویم و نمیتوانیم با چالش های جدید روبهرو شویم و یا حتی کاری که شروع کردهایم را تمام کنید. اصرار ما برای رساندن همه چیز به منتهای درجه عالی بودن باعث تاخیرهای زیاد در کارها، استرش شدید و نتیجه نامطلوب میشود.
ایدآلگراهای واقعی کارها را سخت شروع میکنند و برای اتمام آنها هم بسیار سختی میکشند.
راهحل: دنیای واقعی هیچ پاداشی به ایدآلگراها نمیدهد. دنیا به کسانی پاداش میدهد که کارها را انجام میدهند. و تنها راه برای انجام کارها این است که ۹۹% مواقع ایدآل انجام ندهیم. فقط با سالها تمرین و غیرایدآل انجام دادن کارهاست که میتوانیم به بارقههایی از ایدآل دست پیدا کنیم. پس تصمیم بگیرید. وارد عمل شوید. از نتیجه کار درس بگیرید. و این روش را بارها و بارها انجام دهید. این بهترین راه برای دست یافتن به ایدآلهاست.
6. قبل از اینکه برای یک فرصت وارد عمل شوند صبر میکنند تا ۱۰۰% برای آن آماده گردند.
این مورد تا حدودی به مورد بالا مرتبط است اما نکاتی دارد که باید جداگانه درمورد آن بحث شود.
یکی از مهمترین چیزهایی که میبینیم افراد باهوش را عقب میاندازد بیمیلی خودشان برای قبول کردن فرصتها فقط به این دلیل است که تصور میکنند برای آن آمادگی ندارند. به عبارت دیگر، تصور میکنند که به دانش، مهارت و تجربه بیشتری نیاز دارند تا بتوانند برای آن فرصت اقدام کنند. متاسفانه، این طرز فکر جلوی پیشرفت را میگیرد.
واقعیت این است که وقتی موقعیت و فرصتی پیش میآید هیچکس هیچوقت ۱۰۰% آماده نیست. چون بیشتر فرصتهای زندگی ما را مجبور میکند از نظر احساسی و عقلی رشد کنیم. این فرصتها باعث میشود از منطقه امنمان پا را فراتر بگذاریم و این یعنی اول کار احساس راحتی چندانی نخواهیم داشت. و وقتی احساس راحتی نکنیم، احساس آمادگی هم نمیکنیم.
راه حل: یادتان باشد که فرصتهای استثنایی برای رشد و پیشرفت فردی بارها و بارها در طول زندگی اتفاق میافتد. اگر میخواهید در زندگیتان تغییر مثبت ایجاد کنید، باید از این موقعیتها استفاده کنید، حتی اگر ۱۰۰% احساس آمادگی برای آن نکنید.
7. خود را با انتخابهای زیاد اشباع میکنند.
اینجا در قرن ۲۱ که اطلاعات با سرعت نور حرکت میکند و فرصتهای تغییر و پبشرفت بهنظر بی انتها میرسد، برای انتخاب روند زندگی و کار با موقعیتهای مختلفی روبهرو هستیم. اما متاسفانه، زیاد بودن گزینههای انتخاب معمولاً موجب بیتصمیمی، سردرگمی و بیحرکتی میشود.
تحقیقات مختلفی درمورد کار و بازاریابی نشان داده است که وقتی مشتری با انتخاب های مختلفی از محصولات روبهرو باشد، خرید کمتری میکند. مطمئناً انتخاب از بین سه گزینه بسیار راحتتر از بین سیصد گزینه است. اگر تصمیم برای خرید کردن سخت باشد، بیشتر افراد خسته شده و دست از خرید میکشند.
به همین ترتیب اگر شما هم خودتان را درمعرض تعداد گزینه های انتخاب زیادی قرار دهید، ذهن ناخودآگاهتان خسته میشود.
راهحل: اگر یک خط تولید را میفروشید، سعی کنید ساده باشد. و اگر سعی دارید درمورد چیزی در زندگیتان تصمیم بگیرید، وقتتان را صرف ارزیابی آخرین جزئیات هر انتخاب نکنید. چیزی را انتخاب کنید که فکر میکنید برایتان مناسب است و آن را امتحان کنید. اگر موثر نبود، چیز دیگری را انتخاب کنید و پیش بروید.
8. در زندگی خود تعادل ندارند.
اگر از آدمها بخواهید آنچه که از زندگی میخواهند را برایتان خلاصه کنند، آن را در کلماتی مثل “عشق”، “موفقیت”، “خانواده”، “شناخت”، “آرامش”، “خوشبختی” و امثال آن خلاصه میکنند. اما همه اینها چیزهایی کاملاً متفاوت هستند و بیشتر آدمها همه آن را در زندگیشان میخواهند. متاسفانه، تعداد زیادی از آدمها برای رسیدن به این اهداف زندگیشان را درست متعادل نمیکنند.
کسی را میشناسم که سال گذشته یکصد میلیون تومان از تجارت خود درآمد کسب کرد اما وقتی با من دردودل میکرد میگفت که افسرده است. وقتی از او دلیلش را پرسیدم گفت چون تنها و خسته است و وقت کافی برای خودش اختصاص نداده است.
یک نفر دیگر را هم میشناسم که همیشه و تقریباً همه روز را در ساحل مشغول موج سواری است. او از آندسته آدمهای مثبتاندیش بسیار شاد است که همیشه نیشش تا بناگوشش باز است. اما در یک وَن میخوابد و واقعاً محتاج نان شبش است. نمیتوانم با اینکه این مرد همیشه شاد به نظر میرسد داستان زندگیش را یک زندگی موفق بدانم.
اینها دو سبک زندگی تقریباً نامتعادل هستند. میلیونها زندگی دیگر هم مثل اینها وجود دارد.
راهحل: وقتی زندگی کاریتان (یا زندگی اجتماعیتان، خانوادگیتان و از این قبیل) پرمشغله باشد و همه انرژیتان در آن نقطه متمرکز شده باشد، خیلی راحت تعادل زندگیتان برهم میخورد. بااینکه انگیزه اهمیت زیادی دارد اما اگر میخواهید کارها درست انجام شود، باید ابعاد مختلف زندگیتان را متعادل کنید. اینکه یک بُعد زندگی را فراموش کرده و بیشتر وقتتان را صرف یک بُعد زندگی کنید، فقط برایتان خستگی و استرس به همراه خواهد داشت.
ه گزارش بایت، در این روش، فرد مهاجم، تصویری از یک سایت معتبر را در مرورگر کاربر نمایش میدهد به طوریکه این صفحه کاملا شبیه به یکی از سایتهای مشهور و پرکاربرد است، سپس کاربر بدون توجه به آدرس سایت، اطلاعات کاربری خود را در سایت تقلبی وارد میکند در حالیکه مشغول تقدیم کردن اطلاعات خصوصی خود به سارق اطلاعات است.
روشهای گوناگونی برای هدایت کاربر به سایتهای فیشر وجود دارد.
مرسومترین این روشها کلیک کردن کاربر روی لینک آلوده است اما روشهای جدید این نوع حمله موثرترند.
با توجه به هشدارهایی که در مورد کلیکهای خطرناک به کاربران داده میشود، تعداد کاربرانی که به دام اینگونه سایتها میافتند کاهش یافته است؛ از همینرو خرابکاران روشهای جدیدی را بهکار گرفتهاند.
یکی از این روشها Tabjacking یا Tabnabbing نام دارد.
Tabjacking یا سرقت Tab در تمام مرورگرهایی که قابلیت سربرگ را دارا هستند امکانپذیر است.
در این روش، هنگامی که چندین سربرگ مختلف را در مرورگر خود بهطور همزمان باز کردهاید، سایت آلوده که در یکی از سربرگها باز شده، ناگهان تغییر شکل میدهد و در ظاهر به یکی سایتهای مشهور تبدیل میشود.
حتما برای شما نیز پیش آمده است که در حین جستوجو، تعداد زیادی لینک را بهطور همزمان انتخاب کنید. کاربر از فهرست نتایج، چند صفحه را انتخاب کرده و بدون بستن صفحه نتایج، صفحات جدید را در سربرگهای جدید باز میکند.
در این زمان او اطمینان ندارد که دقیقا روی چه لینکی کلیک کرده و ممکن است در حین یک جستوجوی طولانی دریابد که یکی از صفحات موجود در سربرگ، ظاهری شبیه به Gmail ،Yahoo Mail یا یک سایت مالی دارد.
امکان اینکه کاربر فریب اینچنین صفحهای را بخورد اصلا کم نیست. صفحه در اولین نگاه کاملا عادی است اما وقتی روی یک سربرگ دیگر میروید و دوباره به سربرگ آلوده بازمیگردید، همه چیز تغییر کرده است.
در نسخههای جدید مرورگرها، هر سربرگ، نام و آیکون خاص خود را دارد. در عمل Tabjacking نه تنها ظاهر صفحه تغییر مییابد بلکه تمام نشانهها نیز طوری تغییر میکنند که کاربر کاملا باور کند که این صفحه، یک صفحه قابل اعتماد و اصلی است.
برای اینکه نمونهای از اینگونه حملات را با چشم خود ببینید، به وبلاگ زیر مراجعه کنید:
http://www.azarask.in/blog/post/a-new-type-of-phishing-attack
این وبلاگ کاملا بیخطر است و تنها کار Tabjacking را نشان میدهد. برای مشاهده رفتار مخرب، این صفحه از وب را بهوسیله مرورگر فایرفاکس و یا IE در یک سربرگ جدید و در کنار چند سربرگ دیگر باز کنید. پس از تماشای صفحه، به سربرگ دیگری بروید و پس از ۵ ثانیه به همین سربرگ باز گردید. چیزی که مشاهده خواهید کرد، سایت قبلی نیست بلکه تصویری از صفحه اصلی Gmail است.
متاسفانه این نوع حمله در تمامی مرورگرها کار میکند و هیچیک از آنتیفیشینگهای فعلی که طراحی شدهاند نمیتوانند در مقابل این نوع حملات مقاومتی نشان دهد. پس راه مقابله با Tabjacking چیست؟
بهتر است بهجای وارد کردن کلمات کاربری و رمز عبور از طریق صفحهکلید، این اطلاعات را در یکی از ابزار LastPass یا Firefox Account Manager قرار دهید. این ابزارها برای تشخیص یک سایت، به ظاهر آن نگاه نمیکنند و تنها با سرور اصلی سایت معتبر ارتباط برقرار خواهند کرد. اطلاعات بهصورت کد شده و تنها به سایت اصلی ارسال میشود و از همینرو میتوان اطمینان داشت که هر نوع حمله فیشینگ با استفاده از این ابزار متوقف خواهد شد.